حاج ملا هادي السبزواري

176

شرح مثنوى

احتساب : محاسبه . ( ( 2579 ) ) گفت آرى تجربه كردم كه من * سخت رنجورم مخلخل گشته تن ن 954 17 - ك 323 11 مخلخل : سبك و سخيف . ( ( 2586 ) ) از عطارد وز زحل دانا شد او * ما ز داد كردگار لطف خو ن 955 2 - ك 323 15 از عطارد : چه آنها كه سبب بين باشند در تحت احكام نجومند . و آنها كه خدا بينند ، در تصرف اسماء - بلكه خود ، اسمائند - و مظاهر را در اسماء فانى بينند . ( ( 2587 ) ) علَّم الانسان خم طغراى ماست * عِلمُ عِندَ الله مقصدهاى ماست ن 955 3 - ك 323 15 * ( عَلَّمَ اَلإِنْسانَ : ما لَمْ يَعْلَمْ . 96 : 5 ( 1 ) چون گذشت كه شير تمثيل قطب است و در آن تمثيل ، آن كسان كه بر قدم قطبند ، لهذا اين كلمات زيبنده است . طغرا : فرمان شاهى . ( ( 2588 ) ) تربيهء آن آفتاب روشنيم * رَبِّىَ اَلَاعلى از آن رو مىزنيم ن 955 4 - ك 323 16 ربِّى الأَعلى : چنان كه در سورهء هود اشارت به اين شده بقوله تعالى * ( « ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » 11 : 56 ( 2 ) . يعنى نيست دابّه و همه شاعرند و متحرّك ، مگر اينكه هويّت گرفته است ناصيهء آن را و مىكشاند به جانب خود ، و نواصى آنها اسماء الله - كه مربّيات آنهايند - بدرستى كه پروردگار من و اسم اعظم مربّى من - كه انسان كاملم - بر منتهاى راه راست است ، كه النفس الانسانية هى الصراط المستقيم . ( ( 2592 ) ) نقض توبه و عهد آن اصحاب بست * موجب مسخ آمد و اهلاك و مقت ن 955 12 - ك 323 21 سبت : روز شنبه . ( ( 2598 ) ) مسخ ظاهر بود اهل سبت را * تا ببيند خلق ظاهر كبت را ن 955 18 - ك 323 24

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء علق ، آيهء 3 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء هود ، آيهء 56 . .